سفرنامه وین پراگ:تجربه دیدار از کشورهای اروپای شرقی‌ تابستان ۹۳ قسمت سوم (آخرین قسمت)

دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۳

زیر ِ باران، دیدن دلدار می چسبد عجیب
دست توی ِ دست های ِ یار می چسبد عجیب

معنی ِ بی تاب بودن هایمان جز “عشق” چیست؟
شور و شوق ِ لحظه ی ِ دیدار می چسبد عجیب

کوچه باغ ِ خاطرات و خش خش ِ برگ ِ درخت
پرسه های ِ خیس در رگبار می چسبد عجیب

از دهان ِ تو شنیدن آخر ِ خوشبختی است
“دوستت می دارم” ِ هر بار می چسبد عجیب
من بگویم میروم تا سد ِ راه ِ من شوی
از من انکار، از تو هی اصرار می چسبد عجیب

کافی است عاشق تر از هر بار آرامم کنی
“سر بروی ِ شانه ام بگذار” می چسبد عجیب

کلام شیرین بر دل و جان خواننده مینشیند همانطور که زخمه قلم  استاد مجسمه تراش سنگ مرمر را روح و جسم میبخشد
بیان کردن دیده ها در طول یک سفر آسان نیست همانگونه که به حافظه سپردن آن همه لحظات تلخ و شیرین  در طی سفر امری است مشکل

این مهم قلمی ناب میخواهد و دیدی نافذ که تا عمق روح مخاطب را بکاود و با خود تا انتهای قصه لبریز از شوق خواندن همراه خود بدارد

در قسمت پایانی سفر و تجربه دیدار از شهرهای روح نواز وین و پراگ ، خانم سولماز اصل دینی بسیار شیرین و دل نشین خاطرات بیاد ماندنیش را رقم میزنید

امیدوارم شما عزیزان نیز از خواندن این خاطرات لذت ببرید و با انعکاس دیدگاهتان مشوقی برای اندیشه های ناب چنین نویسندگانی شوید

( فایل سفرنامه بصورت پی دی اف تقدیمتان میگردد)

سفرنامه وین پراگ:تجربه دیدار از کشورهای اروپای شرقی‌ تابستان ۹۳ قسمت سوم (آخرین قسمت) به قلم دل نشین سولماز اصل دینی

سفرنامه مجارستان-بوداپست/اسلواکی-براتیسلاوا (سفر به کشورهای اروپای شرقی لهستان- مجارستان- اسلواکی- اتریش- چک) تابستان ۹۳ قسمت دوم

سه شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۳

در شهر زشت ما

اینجا که فکر کوته و دیواره بلند

افکنده سایه بر سر و بر سرنوشت ما

من سال‌های سال

در حسرت شنیدن یک نغمه نشاط

در آرزوی دیدن یک شاخسار سبز

یک چشمه، یک درخت

یک باغ پر شکوفه، یک آسمان صاف

در دود و خاک و آجر و آهن دویده ام ( زنده یاد مشیری)

چند سال پیش قسمت شد تا به همراه همسفران، دیدار از ۵ شهر زیبا و رویایی اروپایی داشته باشم ، متاسفانه به دلیل کمبود وقت و یا کم حوصلگی هرگز فرصت نوشتن خاطرات این سفر پیش نیامد و این سفر هم مثل بسیاری سفرهای دیگر به خاطره سپرده شد

اما این بار به لطف قلم شیرین خانم سولماز اصل دینی اکثر این کشور‌ها بازدید شده و با دیدی موشکافانه و گیرا حال و هوای سفر و دیدنی‌‌هایش توصیف شده

تشکر بسیار از این بانوی گرامی‌ که خاطرات به یاد ماندنیشان را در این کلبه تقدیم علاقمندان میکند

امیدوارم شما عزیزان هم مثل من از سهیم شدن در این خاطرات لذت ببرید

فایل ها بصورت پی دی اف تقدیمتان میگردد

سفرنامه کشورهای مجارستان-بوداپست/اسلواکی-براتیسلاوا (قسمت دوم)

سفرنامه لهستان ( سفربه کشورهای اروپای شرقی: لهستان-مجارستان-اسلواکی-اتریش-چک) قسمت اول

آفریقایی جنوبی ( سرزمین همیشه بهشت) زمستان ۹۳

شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۳

قسمت شد تا دوباره عازم این سرزمین پر از طراوت و جاذبه بشیم

سرزمین هایی اینچنین، هر بار که فرصت دیدار داشته باشی‌ حال و هوایی متفاوت رو تجربه میکنی‌

قصدم این هست که به لطف دوست هر روز با مطالب و عکس‌های مربوط به سفر در خدمتتون در طی‌ این سفر باشم

لینک سفر‌های گذشته به آفریقایی جنوبی رو در ادامه تقدیم می‌کنم امیدوارم از خوندنشون لذت ببرید

۷) آفریقای جنوبی (کیپ تان جائی‌ برای دل سپردن!) قسمت چهارم

۶) آفریقای جنوبی( سان سیتی مرکز تفریح بی‌ مانند یا لاس وگاس آفریقا!) قسمت سوم

۵) آفریقای جنوبی (از انتابنی تا بهشت) قسمت دوم

۴) آفریقای جنوبی ژوهانسبورگ (یادی از بزرگ مردان تاریخ: ماندلا_ گاندی) قسمت اول

۳) آفریقای جنوبی طراوت زمین و آسمان ( تجربه دگر )

۲) ( آفریقای جنوبی) سفری دوباره به سرزمین رنگین کمان و سرشار از حس بهشتی

۱) آفریقای جنوبی سرزمینی در دور دست اما بسیار دوست داشتنی بهار۹۰

سفرنامه لهستان (سفر به کشورهای اروپای شرقی لهستان- مجارستان- اسلواکی- اتریش- چک) تابستان ۹۳ قسمت اول

سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۳

دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می‌کردم …به دریا میزدم در باد و آتش خانه می‌کردم

اگر میشد به افسانه شبی‌ رنگ حقیقت زد…حقیقت را اگر میشد شبی افسانه می‌کردم  (علیرضا قزوه)

از سفر تا سفر نامه نویسی و آن هم یک سفر نامه دل نشین راهیست طولانی!

از همینجاست که بسیاری از مسافرین حال و حوصله به قلم آوردن خاطرات را ندارند و تنها به یادی از لحظه‌های ناب سفر قناعت میکنند
به دل نشستن یک سفر نامه، لازمه سفریست از حس نویسنده تا احساس خواننده

امیدوارم از این سفر لذت ببرید

این بار به لطف قلم دلنشین بانو سولماز اصل دینی راهی دیار لهستان میشویم ، سرزمینی در شرق قاره اروپا

این سفرنامه به صورت فایل پی‌ دی اف تقدیمتان میگردد

سفرنامه لهستان ( سفربه کشورهای اروپای شرقی: لهستان-مجارستان-اسلواکی-اتریش-چک)

سفرنامه گرجستان:تفلیس به قلم بانو سولماز اصل دینی مرداد ۹۳

پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۳

ز تحسینم، خدا را، لب فرو بند! نه شعر است این،بسوزان دفترم را…مرا شاعر چه میپنداری -ای دوست؟ بسوزان این دل خوش باورم را…
مگر احساس گنجد در کلامی؟ مگر الهام جوشد با سرودی؟ مگر دریا نشیند در سبویی؟ مگر پندار گیرد تاروپودی؟

(زنده یاد فریدون مشیری)

سفرنامه نویسی شوق می‌خواهد و حوصله بسیار برای خواننده ای‌ که نمی‌‌دانی کجا و چه وقت نگاهش به نوشته هایت خواهد افتاد! آیا هرگز  این خواننده زحمت نوشتن یک تشکر را به خود میدهد ؟
قلم به دست گرفتن و با مخاطب ارتباط برقرار کردن آسان نیست بخصوص در این روزگار که کمتر وقتها صرف خواندن میشود و حوصله‌ها بسیار کم است …

از این به بعد سعی در معرفی‌ نویسندگان سفرنامه‌ها در این کلبه جهت آشنایی با خوانندگان و علاقمندان خواهد شد
در همین راستا بیوگرافی بانو سولماز اصل دینی تقدیم شما عزیزان میگردد:

مختصری درباره ی من:

در بیست و هفتمین روز از اغاز سال ١٣۵١ ،یعنی یک شب پرطراوت از ماه فروردین دفتر زندگیم گشوده شد . نام سولماز را برایم برگزیدند ،سولماز در زبان ترکی به معنی پژمرده نشدنی است  شاید اگر مجاز به انتخاب نامی برای خود بودم  همین نام را برای خودم انتخاب میکردم (بیشترین چیز غیر انتخابی در مورد خودم که دوست دارم )همانطور که از نامم هم پیداست اصالتا آذری هستم وشهر زیبای تبریز زادگاهم ! دوران کودکی و نوجوانیم در تبریز سپری شد ،در خانواده ای گرم و صمیمی که وجودشان را همیشه بزرگترین گنجینه ی زندگیم به حساب می اورم !مقطع کارشناسی را در تبریز به پایان رساندم و در رشته ی روح نواز ادبیات فارسی فارغ التحصیل شدم در بیست و دو سالگی تقدیر مرا به تهران کشاند و زندگی مشترک را در این شهر پرهیاهو برایم رقم زد  تحصیلاتم را در تهران تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه دادم اما هیچگاه شاغل نبودم
این روزها کارم سفر کردن و نوشتن است  هیچ چیز در این دنیا به اندازه ی سفر کردن برایم لذت بخش نیست !

خدای مهربانم را شاکرم که شانس سفرهای زیادی داشته ام و تجربیات و خاطرات به یاد ماندنی ،بسیار !!! از سفری که دو سال و نیم پیش به همراه دخترم سلوا ،به کشور ایتالیا داشتم به تشویق اقای خوش طینت که راهنمای ما در این سفر پرخاطره بودند ،شروع به نوشتن خاطراتم کردم  حال و هوایی که این کشور افسانه ای و بی نظیر ،خواه ناخواه به هر کسی میدهد و تشویقها و پیگیریهای مکرر دوست عزیزم ،اقای خوش طینت  باعث شد که به تدریج نوشتن خاطرات سفر برایم به شکل عادتی دلپذیر و لذتی وصف ناپذیر در اید  چرا که نوشتن خاطرات ،انچنان حس و حال سفر و لحظه به لحظه اش را برایم تداعی میکند که گویی تمامی ان لحظات را دوباره زندگی کرده ام  خوشحالم که میتوانم خاطراتم را در این سایت با دوستان دیگری که مثل من علاقمند به سفر هستند به اشتراک بگذارم  و از سهراب عزیز ، که مشوق اصلی من برای نوشتن بود هم ،برای همیشه ممنونم

ارزویم این است که باز هم سفرکنم ،باز هم ببینم و بشنوم و تجربه کنم  چرا که ندیده ها هنوز بسیار است و زمان محدود و  نا معلوم …

سفرنامه‌های پیشین بانو سولماز اصل دینی در ادامه تقدیمتان میگردد:

۱) سفرنامه رم قسمت اول (شهر عاشقانه ها)تابستان ۹۱

۲) سفرنامه بارسلون قسمت دوم ( شهر روزهای طلایی و شبهای پرستاره) تابستان ۹۱

۳) سفرنامه پاریس قسمت پایانی (میعادگاه عاشقان) تابستان ۹۱

۴) سفرنامه آستارا-انزلی و گردنه های با صفای حیران و اسالم

۵) سفرنامه (ونیز ملکه دریای آدریاتیک) کروز کشورهای اسکاندیناوی قسمت اول  تابستان ۹۲

۶) سفرنامه (برلین-هللسینکی) کروز کشورهای اسکاندیناوی قسمت دوم  تابستان ۹۲

۷) سفرنامه (سن پترزبورگ-تالین) کروز کشورهای اسکاندیناوی قسمت سوم  تابستان ۹۲

8) سفرنامه (استکهلم-کپنهاگ-آمستردام) کروز کشورهای اسکاندیناوی قسمت پایانی تابستان ۹۲

۹) سفرنامه بالی جزیره بهشتی بهار ۹۲

۱۰) سفرنامه هندوستان (دهلی آگرا جیپور) بهار ۹۳

خانم سولماز اصل دینی قلم به دست گرفته و این بار از دیار با طراوت گرجستان برایمان می‌گوید سرزمینی که کم و بیش گذشته تاریخ کشورمان با این سرزمین مربوط بوده و هر کدام جسته و گریخته شنیده ها و چه بسا خاطراتی از اون دیار داریم
با تشکر از ایشان و شرمنده بخاطر تاخیر طولانی در انعکاس این سفرنامه!

تفلیس    «عروس قفقاز»

روز اول سفر سه شنبه ۲۳/۷/۹۲

سه شنبه است، ساعت ۱۰ صبح و من و دوستم مستان در کافی شاپ فرودگاه امام رو به روی هم نشسته و قهوه هایمان را هم می زنیم، در یک آن که نگاهمان با هم تلاقی می کند خنده ای از شادی سر می دهیم برای ۳-۴ روزی خانه و زندگی و بچه و مسئولیت رارها کرده بودیم و اینجا بودیم، در فرودگاه امام و عازم کشور گرجستان همه چیز آنقدر سریع شکل گرفته بود که خودمان هم باورمان نمی شد! شنبه که هفته را شروع کرده بودم، هنوز نمی دانستم که آخر هفته را در تفلیس خواهم گذراند! ماجرای سفر با پیشنهاد دوستم برای رفتن به استانبول شروع شد، اما من به جای استانبول، تفلیس را که توصیفات زیادی درباره اش از برادرم شنیده بودم، پیشنهاد کردم، مستان هم اعتراضی نداشت. بلافاصله با آژانسی که می دانستم مجری مستقیم تورهای گرجستان است تماس گرفتم، بعد از حدود ۲ ساعت بلیط ها و وچر هتل در دستم و لبخند رضایت بر لبم بود، با این توصیف که ما هیچ گونه فرصتی برای بررسی و انتخاب هتل و پرواز و چیزهای دیگر نداشتیم. هتلمان، آنطور که در وچر مشخص شده بود یک هتل سه ستاره بود که حتی فرصت نکرده بودیم شکل ظاهری اش را در اینترنت ببینیم! با تحقیق و بررسی و انتخاب آگاهانه بسیار موافقم اما با توجه به تجربه در زندگیم آموخته ام که گاهی باید در لحظه تصمیم بگیری و به قول عامیانه خودمان تا تنور داغ است باید بچسبانی!

در هر حال آخرین دو صندلی از هواپیمایی که هم اکنون در انتظار سوار شدن به آن بودیم، نصیب ما شد و ما تهران را به مقصد تفلیس ترک کردیم. طول پرواز چیزی در حدود ۲ ساعت بود و خیلی زود در فرودگاه تفلیس از هواپیما پیاده شدیم، آژانس اعلام کرده بود که ویزای کشور گرجستان در فرودگاه صادر می شود و همانجا باید ۳۵ دلار بابت صدور ویزا پرداخت شود، بنابراین ما به محض ورود به سالن ترانزیت پول را پرداخت کرده و فرم مخصوصی را که در اختیارمان گذاشتند پر کرده و در صف کنترل گذرنامه ایستادیم. پلیس فرودگاه با چند سوال ساده ای که پرسید (مدت اقامتمان، هدف از سفرمان و محل اقامتمان و …) به سرعت برگه روادید را در یکی از صفحات گذرنامه مان چسباند و با لبخندی ورودمان را به کشور گرجستان خیر مقدم گفت. خوشحال و خندان از اینکه کارها به سرعت و خوب پیش رفته قدم در سالن فرودگاه تفلیس گذاشتیم، رامین راهنمای ما در این سفر ۴ روزه بود، پسری لاغر و قد بلند، رنگ پریده و کمی بی حال! پدرش ایرانی و مادرش اهل گرجستان بود و در تفلیس دانشجو بود. به جرات می توانم بگویم لیدر بودن آخرین شغل در این دنیا بود که باید انتخاب می کرد (در طول سفرنامه شما هم با من هم نظر خواهید شد).

ادامه مطلب …

سفر به مادرید، لیسبون ، کلن پاییز ۹۳

سه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۳

چه گوارا این آب…چه زلال این رود…مردم بالا دست چه صفایی دارند!

چشمه هاشان جوشان…مهتاب آنجا می‌کند روشن پهنای کلام

مردمش می‌دانند که شقایق چه گلی است

مردمان سر رود آب را می‌فهمند…

خاطرات این سفر به لطف تلاش همسفر خوبمان خانم کیانا کیاکجوری به صورت یک سفرنامه تقدیمتان شده (خانواده کیاکجوری از خانواده های بسیار خوش سفرمون بودند عزیزانی از خطه سرسبز شمال که پدر خانواده متخصص گوش و حلق و بینی- مادر خانواده پزشک عمومی و خود بانو کیاکجوری هم دندانپزشک عمومی هستند با تشکر بسیار از این بانوی گرامی)

سفرنامه مادرید لیسبون کلن پاییز ۹۳ به قلم دل نشین بانو کیانا کیاکجوری ( این فایل بصورت pdf تقدیمتان شده )

(عکس ها اکثرا قابلیت بزرگنمایی دارند)

(پل بیست و پنجم آوریل لیسبون)

(بنای یادبود کاشفان و دریانوردان پرتغالی در لیسبون به افتخار ۵۰۰ سالگی فتح دنیای ناشناخته )

پنجره رز کلیسای اعظم شهر تولدو

(بنای یادبود کاشفان و دریانوردان پرتغالی در لیسبون به افتخار ۵۰۰ سالگی فتح دنیای ناشناخته )

درود بر همه شما خوبانم

باز هم سفری دیگه قسمت شد این بار در شهر هایی متفاوت تر از همیشه مثل لیسبون و مادرید و تولدو

(منظره ای زیبا از کاخ سلطنتی و کلیسای اعظم شهر مادرید)

جای همگی‌ شما عزیزانم خالی‌ چه هوای بارانی و عاشقانه ای بود در لیسبون!

(کاخ سلطنتی مادرید)

سفرمون از مادرید شروع شد پایتخت اسپانیا ، شهری که آماده  پذیرایی از مهمانانش برای مراسم سال نو بود

(بنای یادبود شهدای جنگ های داخلی قرن ۱۸ مادرید )

ادامه مطلب …

سفر به هندوستان به قلم شیرین بانو سولماز اصل دینی( دهلی – جیپور – آگرا)بهار ۹۳

پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳

زندگى موسیقى گنجشک هاست
زندگى باغ تماشاى خداست…
زندگى یعنى همین پرواز‌ها،
صبح‌ها،
لبخند‌ها،
آواز‌ها…

زندگی ذره‌ی کاهیست، که کوهش کردیم،
زندگی نام نکویی ست، که خوارش کردیم،
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار،
زندگی نیست بجز دیدن یار
زندگی نیست بجز عشق،
بجز حرف محبت به کسی،

ورنه هر خار و خسی،
زندگی کرده بسی،

زندگی تجربه‌ی تلخ فراوان دارد، دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه‌ی یک عمر بیابان دارد.

ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم؟
(زنده یاد سهراب سپهری)

قلم شیرین نویسنده یک خاطره و یا یک سفر نامه میتواند خواننده را تا آخرین لحظه در تب و تاب طول سفر همراه و هم نفس خود بدارد خوشبختانه دوستانی که در این کلبه سفر نامه‌ها را قلم میزنند به لطف محبت و علاقه و عشق به بیان خاطراتشان همیشه کلامشان خواندنی است و کاملا احساس پاکشان بر دل می‌نشیند

با تشکر از بانو سولماز اصل دینی بخاطر تقدیم خاطرات پر بارش به هند سرزمین شگفتی ها

سفر به هندوستان

دهلی جیپور آگرا

سفرنامه‌های پیشین این بانوی هنرمند در ادامه تقدیمتان میگردد

۱) سفرنامه رم(شهر عاشقانه ها) تابستان ۹۱(قسمت یکم)

۲) سفرنامه بارسلون: شهر روزهای طلایی و شب‌های پر ستاره (قسمت دوم) تابستان ۹۱

۳)  سفرنامه پاریس: میعادگاه عاشقان قسمت پایانی تابستان ۹۱
۴) سفرنامه آستارا-گردنه های با صفای حیران و اسالم-بندر انزلی

۵) سفرنامه کروز کشورهای اسکاندیناوی قسمت اول: ونیز -  تابستان ۹۲( فایل پی دی اف)

۶) سفرنامه کروز کشور‌های اسکاندیناوی قسمت دوم :برلین‌-هلسینکی تابستان ۹۲ ( فایل پی دی اف)

۷) سفرنامه کروز کشورهای اسکاندیناوی قسمت سوم: سنت پترزبورگ تابستان ۹۲ ( فایل پی دی اف)

8) سفرنامه کروزکشورهای اسکاندیناوی قسمت پایانی : استکهلم-کپنهاگ-آمستردام تابستان ۹۲ فایل پی دی اف

۹) سفرنامه جزیره بهشتی بالی -سولماز اصل دینی(بهار ۹۲)

هند را همیشه با زنان ساری پوش و مردان عمامه بر سر می شناختم و غذاهای تندش که شنیده بودم کسی جرات مزه کردنش را هم ندارد. با جمعیت میلیاردی و مردم فقیرش که همیشه خوشحال و راضی هستند، با مرتاضها و مارگیرها و معبدها و درنهایت با فیلم شعله و سنگام که از کودکی بارها و بارها دیده بودم !!!

حدود ۱۰ سال پیش سفری به هند داشتم، اما بازدیدم از این کشور منحصر بود به شهر ساحلی گوا و اقامت در یک هتل لوکس و زیبا در وسط جنگل که با امکانات خوب و مناظر زیبایش تقریباً تمام وقت کوتاه شش روزه ما را ربوده بود. بنابراین به نوعی برای بار اول به این کشور سفر می کردم،‌ آن هم سفری ۲۳ روزه با کل اعضای خانواده! کشور هندوستان بدجوری ما را طلبیده بود و بیشتر از آن خواهرم الناز که حدود شش ماهی است به دلیل موقعیت شغلی همسرش، در دهلی زندگی می کند.

این بار تصمیم گرفتم از ذکر حوادث روزانه سفر، صرف نظر کنم و مطالبی کلی از دیده ها و تجربیاتم از این سفر بازگو نمایم. زیرا اولاً تعداد روزهای سفر تقریباً زیاد بود (۲۳ روز) ثانیاً این سفر، یک مسافرت خانوادگی بود و ما راهنما و همسفران مشترکی نداشتیم که خواندن خاطرات برای آنها لذت بخش باشد. بنابراین سعی می کنم به شکل اجمالی درباره مردم هند، خرقه ها و مذاهب مختلف دینی، مکانهای تاریخی و دیدنی، غذاها، مراکز خرید، سنتها و جشنهای ملی و مذهبی، پوشش و لباسها و بطور کلی هر آنچه که از سه هفته اقامت در هند دیدم و آموختم، برایتان تعریف کنم.

ادامه مطلب …

سفرنامه شهرهای کلن،آمستردام،بروکسل،کپنهاگ و لیسبون تابستان ۹۲ به قلم توانمند سیما نعمتی

سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳

(آمستردام)

نوشتن لطفی خداوندیست که باید آنرا در ضمیر خود یافت

(لیسبون)

سفر نامه نویسی نکات و جزییاتی را می‌طلبد که نویسنده بایستی دل به حال و هوای سفر داده و طوری لحظه‌های به یاد ماندنی سفر رو بیان کند که خواننده همه جا و همه وقت همراه چشمان مشتاق نویسنده همراه باشد

(کلن)

باز هم سفرنامه دلنشین دیگری از سیما نعمتی ، اهل خوب این کلبه و همسفر قدیمی‌ …

(کپنهاگ)

( با عرض پوزش از بانو سیما نعمتی به علت تاخیر بسیار طولانی جهت در اختیار قرار دادن این سفر نامه برای شما بزرگواران)

(کلن)

امیدوارم شما هم مثل من از خواندن این سفر نامه لذت ببرید و خودتون را در این شهر‌های بسیار دیدنی‌ اروپایی تجسم کنید (فایل بصورت پی دی اف تقدیمتان میگردد)

(کلن)

سفرنامه شهرهای کلن،آمستردام،بروکسل،کپنهاگ و لیسبون تابستان ۹۲ به قلم توانمند سیما نعمتی

سفر نامه‌های پیشین این هنرمند عزیز در ادامه تقدیمتان میگردد

۱) سفرنامه تبریز ارومیه کندوان زنجان خرداد ۹۲ به قلم دلنشین سیما نعمتی

۲) خاطرات سفر ایتالیا بازدید از شهرهای افسانه ای ونیز-فلورانس-پیزا-رم به قلم زیبای سیما نعمتی

۳)سفرنامه اراک لرستان همدان به قلم شیرین سیما نعمتی (فروردین ۹۲)

ایران بسیار زیبا بهار ۹۳

پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۳

درود بر شما خوبانم


شکر که باز فرصتی دست داد تا با شما همیشگی‌‌ها گپی خودمونی‌ داشته باشم


از عید تا به حال رو همونجور که در تبریک شب عید خدمتتون عرض کردم در خدمت توریست‌های خارجی‌ بودم اکثرا ملیت‌های آمریکایی ، اتریشی‌، لهستانی…


نکته جالب در دید و نگرش این‌ها به سرزمین مادریمان ایران است، آمریکایی‌ها معمولا خوش گذران دست و د‌ل باز تر هستند اتریشی‌ها و آلمانی‌ها بیشترین مطالعه راجع به ایران را‌دارند و بر حسب تجربه توریست های چینی‌  کمترین مطالعه را راجع به  ایران! بیشتر تمرکزشان در عکس گرفتن است و بس

ادامه مطلب …

سفر به شهر‌های همیشه روح نواز:رم،فلورانس،پیزا،ونیز،میلان به قلم دلنشین تارا ونکی مهر ۹۲

چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

سفر خوب همسفرانی با شوق و ذوق را می طلبد، سفرنامه خوب نویسنده ای اهل قلم
خوشبختانه یکی‌ از این سفر‌های خاطره انگیز ، گشت در سرزمین عاشقانه ایتالیا بود که واقعاً در این کشور همه چیز: معماری، هنر، موسیقی و تاریخ روح و روان انسان را جلا می بخشد
با تشکر از همسفر خوبمان تارا جهت نوشتن این خاطرات ( و گله ای‌ کوچک که هرگز این خاطرات را به پایان نرساند!)
امیدوارم از خواندن این خاطرات دلنشین لذت ببرید

فصل عاشقانه ی من در خواب ابدی خاطرات آرام خفته است

بیدارم نکن …

همه چیز از سفر یکی از نزدیکانم به کشور زیبای ایتالیا شروع شد.با دیدن عکس و فیلم و شنیدن خاطراتی که از این سفر رویایی برام تعریف کرد، شور واشتیاق منو برای دیدن این کشور تاریخی و زیبا صدچندان کرد.گرچه ایتالیا از همان زمان کودکی برام یه جذبه ی مسحور کننده و رویایی داشت، ولی شنیدن و بازگویی خاطرات از زبان این عزیز عزم منو برای دیدن این کشور سرعت بخشید.قبل از هر چیز با دختر عمه ام شهلا تماس گرفتم. من و شهلا تجربه های خیلی خوب وماندگاری از سفرهامون با هم دیگه داریم .این بار هم قرار شد با هم همسفر بشیم.

ادامه مطلب …