بازگشت به صفحه نخست

سرعین اردبیل آستارا : گشتی در میهن با دوستانی به گرمی‌ آفتاب ( تیر ۹۱ )

بنام مهربانی

این سفر و خاطرات به یاد ماندنیش رو با اجازه شما همرهان همیشگی تقدیم به همهٔ مادران این مرز و بوم می‌کنم بخصوص اونهایی که هرگز فرصت هیچ سفری را پیدا نکرده اند و شاید تنها سفر زندگیشون سفر اشک‌های پنهان و درد‌های فرو خورده شون باشه…
بوسه بر دستهای پر مهرت مادر

روستای ویلا دره ( سرعین )

با اجازه از همهٔ دوستان عکس‌ها و مطالب این ۴ سفر پی در پی را ( آستارا-اردبیل-سرعین ) را باهم در این قسمت قرار میدهم به امید اینکه شما عزیزان خاطرت هر سفر را جداگانه برای همه اهل این کلبه بنویسید…

بهترین عکس سفر

از دوستان نازنینم که خواهش مرا ارج نهادند و عکس‌های زیبایی‌ را که در طی‌ این سفر گرفتند تقدیم همهٔ عزیزان کردند بسیار سپاس گزارم ( یکی‌ از این بزرگواران پیشنهادی داد که رأی به بهترین عکس گرفته شده در هر سفر داده شود بدون این که نام عکاس تا زمان مشخص شدن بهترین تصویر گر ذکر شود …این هم تصمیم خوبیست و از این سفر شروع می‌کنیم …شما بزرگواران انتخاب کنید بهترین عکس سفر را …)

و اما این سفر

افتخاری بود با اینکه اتوبوس میکروفن نداشت و در حقیقت صدا به صدا نمی‌رسید اما اینقدر صمیمیت ایجاد شده بود که همه با هم گرم و صمیمی‌ بودند واقعاً مثل اعضائ یک خانواده…

ورودی بقعه شیخ صفی( اردبیل)

ورودی بقعه شیخ صفی( اردبیل)

انصافا برای فرار از گرمای تابستون تهران هیچ جا بهتر از استان اردبیل نیست! خنک تا دلتون بخواد …جوری که شب‌ها جاتون خالی‌ قدم که میزدیم میشد یه کاپشن نازک پوشید بخصوص وقتی‌ از آب گرم میزدیم بیرون

فندقلو( اردبیل)

گنبد الله الله ( بقعه شیخ صفی اردبیل )

کار این سفر‌ها  خدا رو شکر کم کم به جائی‌ رسیده که خود مناظر یک طرف  لحظات با هم بودن و دوستی‌‌ها سفری حتی ژرف تره انگار !…چه خوبه سفر اینگونه باشه …

مثل وقتی‌ که برخی‌ از دوستان می‌گفتند بهترین خاطرات این سفرشون داخل اتوبوس و توی راه بود! (مسیر طولانی راه برگشت که از ۹ صبح تا تقریبا ۱۱ شب طول کشید ! نمیتونست بهترین قسمت سفر باشه مگر به لطف تک تک شما عزیزان…درود بر قلبهای مهربانتان)

بقعه شیخ صفی اردبیل

گرچه تور آستارا اردبیل سرعین مثل تورهای دیگر آثار تاریخی‌ بسیار ندارد اما منظره هایی سر سبز و پر از حس قشنگ زندگی‌ در طی این مسیر دست کمی‌ از دیگر عکس‌ها ندارد و این را تصویر گرفته شده ثابت می‌کند

زیبایی‌ تصاویر همانگونه که در طبیعت زیبا موج می‌زند در چهره های زیبا و خندان تک تک شما بزرگواران نقشی‌ جاودانه برایم حک کرده

روستای ویلا داره ( سرعین )

فندقلو ( اردبیل)

دوست دارم همراه با دیدن عکس‌ها کمی‌ هم از مطالب راجع به تاریخ و … از جاهایی‌ رو که با هم تجربه کردیم در اختیارتون بگذارم ، به امید اینکه حوصله خواندنش رو داشته باشید و اگر مطلب یا عکسی‌ رو مناسب دونستید با دیگر عزیزان هم در میون بگذارید

بقعه شیخ صفی اردبیل

اَردَبیل (پارسی باستان: آرتاویل یکی از شهرهای ایران و مرکز استان اردبیل در شمال غربی کشور است.

واژۀ اردبیل واژه‌ای اوستایی است که از دو کلمه آرتا ( مقدّس) و ویل (شهر) به معنی شهر مقدّس ترکیب شده است.

بقعه شیخ صفی اردبیل ( چینی خانه)

این شهر همچنین مرکز استان اردبیل است. اردبیل از شهرهای باستانی و تاریخی ایران است. این شهر در نزدیکی مرز جمهوری آذربایجان قرار گرفته‌است و دارای ارتفاع زیادی است و از سردترین شهرهای ایران محسوب می‌گردد که جاذبه‌های طبیعی زیادی دارد. این شهر در ۲۱۹ کیلومتری تبریز و ۵۹۱ کیلومتری تهران واقع شده‌است.

بقعه شیخ صفی اردبیل ( موزه )

با ظهور شیخ صفی‌الدّین و خاندان صفوی، اردبیل اعتبار ویژه‌ای یافت، به طوری که این شهر در زمان تیمور، دارالارشاد و در زمان سلاطین صفوی با عنوان دارالامان از جایگاه خاصّ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار گردید. حکومت صفوی بسیاری از هرج و مرج‌ها را که در ایران وجود داشت، برانداخت و یک حکومت دینی و مذهبی را پایه گذاری کرد که به گفته بسیاری از کارشناسان تاریخ، تشکیل دولت یکی از مهم ترین وقایع تاریخ ایران به شمار می‌آید.

بقعه شیخ صفی اردبیل

شهر اردبیل در ارتفاع ۱۵۰۰متری از سطح دریا و در میان کوه‌های تالش و سبلان واقع در رشته‌کوه البرز در شمال غرب فلات ایران جای گرفته و دارای زمستان‌های سرد و تابستان‌های معتدل است.

بقعه شیخ صفی اردبیل

جمعیت این شهر براساس سرشماری سراسری سال ۱۳۸۵ ایران، برابر با ۴۱۲٬۶۶۹ نفر است. زبان مردم شهر اردبیل ترکی آذربایجانی است. مذهب اکثر مردم این شهر، اسلام (شیعه دوازده‌امامی) هستند. هم‌چنین مسیحیان شهر که اغلب ارمنی بوده‌اند در دهه‌های گذشته مهاجرت نموده‌اند.

اردبیل در طول تاریخ، به نام‌های گوناگونی ازجمله «دارالارشاد»، «دارالملک»، «دارالعرفان»، «دارالامان» و «شهر مقدس» ملقب بوده‌است و در دوره‌های مختلف، مرکز ایالت آذربایجان بوده و به‌علت قرارداشتن در مسیر جاده ابریشم، از رونق اقتصادی بسیار خوبی، برخوردار بوده‌است.

اردبیل از شهرهای کهن ایران است که حدود ۵۰۰۰ سال قدمت دارد.در لوحه‌های گلی سومریان به صورت آرتا یا آراتتا ثبت گردیده‌است که خود قدمت شهر را تا ۵۰۰۰ سال میرساند.

این شهر در زمان حکومت بنی‌امیه مرکز حکومت آذربایجان و در زمان بنی‌عباس مرکز قیام بابک خرمدین بوده است.

در سال ۶۱۸ هجری مورد حمله مغولان قرار گرفت.در دوران باستان نیز که ایران به چهار ولایت تقسیم شده بود اردبیل مرکز ولایت باختر شامل آذربایجان (از همدان و ساوه تا دربند در جنوب روسیه و ارمنستان فعلی) بوده‌است.

در زمان تیموریان و صفویان، نهضت تشیع و جنبش‌های سیاسی ایران از این شهر برخاست. اردبیل در زمان صفویان آباد گردید و به اوج اعتبار، عزت، و عظمت خود رسید، اما پس از انقراض این سلسله در پیشامدها و تحولات تاریخی دوره نادرشاه و اوایل قاجار و به‌خصوص با ورود قشون روسیه به ایران و حوادث دوران مشروطیت، از رونق و اهمیت افتاد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در ۲۴ فروردین ۱۳۷۲ به مرکز استان تبدیل شد.

بقعه شیخ صفی اردبیل ( چینی خانه)

بسیاری از مؤلفان دوره اسلامی، بنای شهر اردبیل را به فیروز، پادشاه ساسانی نسبت می‌دهند و می‌نویسند که اردبیل به دستور این پادشاه، که در سده پنجم میلادی می‌زیست، ساخته شده‌است.فردوسی در شاهنامه بنای اردبیل را به پیروز ساسانی نسبت می‌دهد.

در قرن ششم قبل از میلاد زرتشت پیامبر بزرگ ایران ظهور کرد و بنا به روایت اوستا، کتاب یسنا در بالای کوه سبلان بر او نازل شده‌است.

دریاچه دهانه سبلان

شهر اردبیل به علت نزدیکی به قفقاز و گرجستان و ارمنستان، جایگاه ویژه‌ای داشت به‌طوری که در زمان جنگ‌های ایران و روس در عهد قاجار، اردبیل مرکز استقرار نیرو و ستاد عملیات سپاه ایران در برابر طوایف شمال بوده‌است.

خرمدینان جمعی از مردم ایران بودند که بر اثر فشار اعراب و سختی‌های زندگی در صدد ترویج آیین مزدک برآمدند و تشکیلات وسیعی را در ایران به وجود آوردند. {{صفری، ۱۳۵۰: ۱/ ۳۲} بابک خرمدین در حدود سال ۲۰۱ هجری قمری، به پیشوایی خرمدینان رسید و در اردبیل و حوالی آن مدّت ۲۲ سال مبارزه او با دولت عبّاسی طول کشید.

آش دوغ؛ غذای سنتی اردبیل.

آش دوغ( آیران آشی ) مهم‌ترین غذای سنتی اردبیل است و به‌عنوان غذای سنتی جهانی شناخته شده‌است.

پیرامون علّت نام گذاری این نهضت به خرمّدینان، برخی از دانشمندان معتقدند که چون بابک از روستایی به نام خرّم در نزدیکی اردبیل برخاسته بود، از این جهت طرفداران وی به خرّمیان و یا خرّمدینان معروف گشته‌اند و خواجه نظام الملک می‌گوید که خرّمدین از خوردین گرفته شده و بدان جهت این طایفه به خرّمدین شهرت یافته‌اند.

در عهد ایلخانان مغول، تبریز ترقّی بسیار کرد و به جای اردبیل، مرکز آذربایجان شد، اما با ظهور شیخ صفی‌الدین اردبیلی سردودمان خاندان صفوی، اردبیل دارالارشاد شد و در زمان شاهان صفوی اهمیّتی نوین یافت.

اردبیل در دوره صفویان

شاه اسماعیل یکم صفوی قیام مؤثر خود را بر ضد امیران آق قویونلو به سال ۹۰۷ از هجری قمری، اردبیل آغاز کرد ولی پایتخت خود را به تبریز انتقال داد. با وجود این، اردبیل به سبب آن که مدفن شیخ صفی الدّین بود، پایتخت معنوی شاهان صفوی به شمار می‌رفت و از تقدس و احترام خاصّی بهره مند بود.  شاهان صفوی هرگاه که فرصتی به دست می‌آوردند، برای زیارت قبر جدّ خود به آن جا می‌رفتند. شاه عبّاس بزرگ از نیم فرسنگی شهر، چکمه و پاپوش از پا در می‌آورد و با پای برهنه، پیاده به زیارت آرامگاه جدّش می‌شتافت.

و اما داستان این دست :

آرم شهریاران صفوی

شهر اردبیل در عهد صفویّه به حدّ اعلای ترقّی خود رسید. مردم اردبیل تا قرن هشتم هجری قمری، شافعی مذهب بودند. امّا در قرن نهم هجری قمری، در زمان خواجه علی معروف به سیاهپوش نهضت تشیّع در اردبیل بروز کرد و در اواسط این قرن بود که مریدان شیخ صفی به عنوان جهاد مذهبی به کشورهای مجاور، داغستان و چرکسان و گرجستان حمله می‌بردند. سرانجام همین نهضت تشیّع موجب تشکیل دولت جدید صفوی گردید.

اردبیل در زمان سلطان جنید، جدّ شاه اسماعیل اوّل در شمار شهرهای محترم و مقدّس شیعیان مانند مکّه، نجف، مشهد و کربلا در آمد. [۳۵] در دورة‌ صفوی، اردبیل دارالامان و بست و پناهگاه مجرمان بود و شاه عبّاس در شعبان ۱۰۱۴ هجری قمری، فرمانی صادر کرد که اردبیل که به وسیله امیر تیمور گورکان دارالامان اعلام شده بود، همچنان دارالامان باقی بماند. نام اردبیل در جنگ‌های ایران و عثمانی مکرّر آمده‌است.

شاه تهماسب دوّم پس از فتح تبریز به دست ترکان عثمانی، از آنجا به اردبیل و سرانجام به قزوین و تهران گریخت. آذربایجان موقّتاً زیر فرمان ترکان عثمانی قرار گرفت ولی نادر شاه، عثمانیان را در سال ۱۱۴۲ هجری قمری، بیرون راند و چند سال بعد در مغان تاج گذاری کرد و تشریفات این تاج گذاری در اردبیل به عمل آمد. بعد از انقراض صفویّه، اردبیل اهمیّت و اعتبار اوّلیّة خود را از دست داد و در این امر، خواست نادر شاه اثر مستقیم داشت، زیرا که او از صوفیان و شیخاوندان صفوی اردبیل بیم داشت و از هر اقدامی که موجب تضعیف آن‌ها می‌شد، خودداری نمی‌نمود و برای از بین بردن علاقه مندان مؤثّر خاندان شیخ صفوی همواره تلاش می‌نمود.

اردبیل، اولین شهر ایران از لحاظ لوله کشی آب شرب می‌باشد. تاریخ این لوله کشی احتمالا به دوره صفوی معطوف می‌گردد. بطوریکه آثار آن درحفاریهای صورت پذیرفته شده موجود می‌باشد

تاریخچه کتابخانه در اردبیل

نخستین کتابخانه در اردبیل در قرن ۸ ق. به‌همت شیخ صدرالدین موسی، فرزند شیخ صفی‌الدین اردبیلی، در جوار آرامگاه پدرش جهت استفاده عموم ایجاد شد. پس از کتابخانه آستان قدس رضوی، کتابخانه اردبیل قدیم‌ترین و غنی‌ترین کتابخانه ایران به‌شمار میرفت .

شیخ صفی‌الدین اردبیلی به سال ۷۰۰ ق. جانشین شیخ زاهد گیلانی گردید و خانقاهی برای مریدانش ترتیب داد و کتابخانه‌ای نیز بنیان نهاد که پس از مرگ او، کتابخانه همچنان مجمع مریدان بود. مخصوصاً پس از تشکیل سلسله صفویه (۹۰۷ ق.)، به کتابخانه و آرامگاه شیخ توجه بیشتری شد به‌حدّی که شاه عباس اول صفوی (۹۹۶-۱۰۳۸ ق.) در سنه ۱۰۱۷ ق. کتاب‌های گرانبهایی به آنجا وقف کرد.

چینی خانه بقعه شیخ صفی اردبیل

آدام اولئاریوس که به سال ۱۰۴۷ ق./ ۱۶۳۷ م. از این کتابخانه بازدید کرده، می‌نویسد که اکثر کتاب‌های خطی آنجا از نظر هنر و درونمایه در دنیا بی‌نظیرند… .

جیمز موریه انگلیسی این کتابخانه را به سال ۱۲۲۷ ق./ ۱۸۱۲ م. در حالی‌که کتاب‌ها بر روی هم انباشته شده بود، دیده‌است. در جنگ دوم ایران و روس (۱۲۴۱-۱۲۴۳ق.)، این کتابخانه به‌عنوان غنیمت جنگی نصیب روس ها گردید و تعداد ۱۱۴ نسخه از کتاب‌های نفیس و نادر آن به کتابخانه سن پترزبورگ روسیه منتقل گردید. در سال ۱۳۱۴ ش. تعداد کتاب‌های باقی‌مانده به‌دستور وزارت معارف به تهران انتقال یافت.

بقعه شیخ صفی‌الدّین اردبیلی، مسجد جامع اردبیل و مقبره شیخ امین الدّین جبرئیل از بناهای تاریخی مهمّ این شهر به‌ شمار می‌روند. مضافاً این که دریاچه شورابیل (در داخل شهر)، دریاچه نئور، جنگل فندق‌لو، پیکره سنگی بابا داوود عنبران، شهر توریستی سرعین و دهکده سولان در زمره جاذبه‌های گردشگری مهم این شهر به حساب می آیند.

بازاراردبیل

از مهم‌ترین سوغات اردبیل می‌توان آب‌نبات، تخمهٔ آفتابگردان، قره حالوا (حلوای سیاه)، سرشیر، شیرینی‌های محلی، شکلات روسته، عسل طبیعی سبلان، عصارهٔ گل‌های سبلان و کره را نام برد.

حلوای سیاه اردبیل معجونی است که از جوانهٔ گندم و کرهٔ طبیعی تهیه می‌شود و بسیار مقوی و نیروزا می‌باشد

بازار اردبیل یادگاری از دوره صفوی و ماقبل انست. در قرن دهم هجری در زمان حکومت شاه طهماسب اول بازارهای اردبیل از رونق بسیار زیادی برخوردار بوده‌اند

پل یئدی گوز(پل هفت چشمه)

شهر یئری-۶۵ کیلومتری اردبیل

ویلا دره

روستای ویلا دره سرعین

جنگل فندق لو اربیل

جنگل فندق لو ( حیات وحش ) اردبیل

جنگل فندق لو ( حیات وحش ) اردبیل

جتگل فتدق لو اردبیل

سبلان (تلفظ نام در ترکی آذربایجانی: ساوالان، در تالشی: سفلون)، از کوه‌های مرتفع ایران است که در شمال غرب این کشور و در استان اردبیل قرار دارد. سبلان سومین قله بلند ایران (پس از دماوند و علم‌کوه) و یک کوه آتشفشانی غیرفعال است. ارتفاع قله این کوه ۴۸۱۱ متر است و در بالای قله آن دریاچه کوچکی قرار دارد. سبلان به خاطر آبگرم‌های طبیعی دامنه کوه، طبیعت تابستانی زیبا و پیست اسکی آلوارس مورد توجه گردشگران است.

دریاچه دهانه سبلان

کوه سبلان در ۲۵ کیلومتری جنوب شرقی مشگین‌شهر واقع است.

در جبهه غربی قله سلطان و در کنار جانپناه، سنگی به شکل عقاب به نام قارتال (در ترکی آذربایجانی به معنی عقاب) قراردارد که در طول زمان به نماد سبلان تبدیل شده‌است.این قطعه سنگ به شکل عقابی است که نشسته و سر را به سوی شرق چرخانده‌است.

سبلان در میان ترک زبانان محلی ایران “ساوالان” و در میان تالشی ها “سَوَلون” خوانده می شود. درباره ریشه این واژه، دو نظریه مطرح است: نخست آنکه برخی معتقدند نام این کوه ریشه در زبان ترکی دارد؛ بدین ترتیب که نام ساوالان از دو بخش «ساو» و «آلان» تشکیل شده‌است که به ترتیب به معنای «صدا» «پیام» یا «وحی»، و «گیرنده» است؛ بدین سان، «ساوالان» به معنی «گیرنده پیام» یا«گیرنده وحی» خواهد بود. و این می تواند به خاطر روایت گوشه نشینی سی ساله زرتشت در این کوه باشد.

گردنه حیران ( تله کابین تازه تاسیس)

حیران، نام روستایی ییلاقی و زیبا در غرب شهرستان آستارا واقع در استان گیلان می‌باشد. این روستا در فاصله ۳۰ کلیومتری آستارا قرار دارد.

گردنه حیران

از مهمترین جاذبه‌های گردشگری این روستا، است که در مسیر راه ارتباطی آستارا - اردبیل قرار گرفته‌است. این گردنه که از مناطق حفاظتی استان گیلاسیسمی‌باشد،[۳] از یک طرف مشرف به کوه‌هایی است که پوشیده از جنگل‌های انبوه‌است و از سویی مشرف به دره‌ای نه چندان عمیق که از میان آن رود آستارا، آقچای عبور می‌کند این رود تعیین کننده مرز استان گیلان ایران و کشور آذربایجان است.

این گردنه در بیشتر زمانها در زیر پوششی از مه قرار دارددر واقع علت اصلی مه تقریباً دائمی گردنهٔ حیران رطوبت دریای خزر است، نه ارتفاع زیاد این گردنه

توصیف گردنه حیران

یکی از جاذبه‌های زیبای خداوندی طبیعتی است که در منطقه حیران آستارا قرار دارد. اگر به این منطقه سفری داشته باشید متوجه خواهید شد که چرا این نام را برای این منطقه انتخاب کرده‌اند. زیبایی بیش از حد این طبیعت هر تماشاگری را حیران می‌کند. جاده‌ای که مثل یک مار تنومند به یک کوه بزرگ پیچیده شده، تا ارتفاع بسیار زیادی بالا رفته و ماشینها را می‌بینیم که سوار بر روی این مار دراز در آن ارتفاع بلند در حرکت هستند. وقتی که این مسیر زیبا طی می‌شود هر چند دقیقه کوتاه با پیچ تندی روبرو می‌شویم که باید آن را دور زد. وقتی بالاتر می‌رویم در طول مسیر رستورانها و سالنهای غذاخوری و پذیرایی زیادی را می‌بینیم و استراحتهای کوتاه در کنار پرتگاه برای دیدن طبیعت زیبا و ماشینهایی که در زیر روی جاده پر پیچ و خم دیده می‌شوند و سر آخر خوردن بلال تازه و موقع رفتن خرید مقداری عسل.

سرعین

نمایی از مجسمه قارتال(عقاب) در میدانی از شهر سرعین

سرعین شهری کوچک در ۳۰ کیلومتری غرب اردبیل است. این شهر به علت چشمه‌های آبگرم فراوان شهرت دارد و یکی از مناطق گردشگری در استان اردبیل است.

سرعین در فرهنگ لغات فار سی به معنی سرچشمه می باشد. در ادوار گذشته ازاین منطقه به نام های ساری قیه ، سارقین ، سرائین ، سرقین یادکرد می شده است

سرعین به جهت داشتن چشمه‌های آب گرم متعدد معروف است و همه ساله در فصل تابستان پذیرایی ایرانگردان و جهانگردان فراوانی است . در این شهرحدود ۲۵۰ هتل - هتل آپارتمان و مهمانسرا وجود دارد .

سرعین دارای دهها چشمه آب گرم معدنی می‌باشد که از کوه سبلان سرچشمه می‌گیرند.
گاومیش گلی ( این مجتمع به صورت سنتی است و چشمه‌ها مستقیما در محل استخر وجود دارند )
بش باجیلار
مجتمع آب درمانی سبلان ( این مجتمع به صورت مکانیزه و مجزا برای خانم‌ها و آقایان در طول روز و تا ساعت ۱۱ شب سرویس دهی دارد )
آبگرم ژنرال
آبگرم پهنلو
قهوه سویی
ساری سو
آبدرمانی شفا
قره سو
ایرانیان(این مجتمع به صورت کاملا مجهز است)
چشمه ابگرم دالار

پیست اسکی آلوارس در دامنه های سبلان واقع شده است که بزرگترین پیست اسکی از لحاظ وسعت در ایران می باشد. این پیست اسکی در فاصله ۱۲ کیلو متری روستای آلوارس و ۲۴ کیلومتری سرعین قرار گرفته است و از انجائی که پیست فوق در ارتفاع ۳۲۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد به سبب بارندگی برف فراوان در طول پائیز و زمستان و به جهت دیر ذوب شدن برفهای این منطقه می تواند در حدود شش الی هشت ماه از سال مورد استفاده قرار گیرد که از این لحاظ در کشور در رتبه اول است.


آستارا شهری بندری در ساحل غربی دریای خزر (کاسپین) و در شمالی‌ترین نقطهٔ استان گیلان و آخرین نقطهٔ مرزی ایران و جمهوری آذربایجان و از نظر جغرافیایی در مرکز تالش بزرگ (شامل تالش جنوبی در خاک ایران و تالش شمالی در خاک جمهوری آذربایجان) قرار دارد. آستارا از شرق به دریای خزر، از شمال به آستارای جمهوری آذربایجان، از غرب به استان اردبیل و از جنوب به شهرستان تالش در استان گیلان محدود شده‌است. رود آستارا چای آستارای ایران را از آستارای جمهوری آذربایجان جدا می‌سازد. بخش اصلی راه شوسه آستارا-اردبیل تقریباً به موازات این رود و خط مرزی کشیده شده‌است. در منطقهٔ آستارا علاوه بر زبان ترکی آذربایجانی، زبان تالشی نیز رایج است ولی در اثر مهاجرت‌های زیاد از اهمیت آن کاسته شده‌است. این شهر از نظر جغرافیایی بر سر سه راه قرار گرفته‌است: راه جنوبی آن از کنار دریا خزر به بندر انزلی و راه شمالی آن از کناره همین دریا به آران که روسها آن را آذربایجان خوانده‌اند، کشیده شده‌است. راه غربی آن که از گردنه حیران می‌گذرد، به اردبیل می‌رسد.

دین:اکثریت:مسلمان شیعه ، اقلیت:مسلمان سنی

ترک ۹۰% ، تالش ۵% ، فارس ، گیلک ، کرد ، روس ۵%

زبان:آذری ، فارسی و تالشی

در محل کنونی شهر آستارا در قدیم روستایی به نام دهنه‌کنار وجود داشته که از زمان قاجار گسترش یافته و دگرگون شده‌است. آنچه در مورد سوابق این شهردر کتب تاریخی مشهود است این است که منطقه آستارا تا زمان صفویه و پیش از آن از موقعیت خاصی برخوردار نبوده‌است. از آن زمان به بعد است که به سبب توسعه تجارت و مقاصد استراتژیک اهمیت پیدا کرده و در آن قلاع متعددی ساخته شده‌است.

یک خانهٔ روستایی با سقف سفال در آستارا

رباره منشأ و چگونگی پیدایش نام این شهر دو نظریه متفاوت وجود دارد. نظریة اول نام آستارا را برگرفته ازترکیبی در زبان تالشی می‌داند مطابق این نظریة نام این شهر برگرفته از واژه آسته رو در زبان تالشی است. درباره وجه تسمیة نام این شهر گفته شده که کاروانان و مسافران زمانی که به این منطقه مردابی ساحلی می‌رسیدند ناچار به حرکت آهسته تر می‌شدند و واژة آسته رو (آهسته رو) تالشی به مرور تبدیل به آستارا شده‌است. جالب این که در محلة عنبران محلة آستارا. جالب این که مردم هنوز هم به این شهر اوستورو می‌گویند.

چشم‌اندازی از طبیعت حومهٔ آستارا

اما نظریة دوم این نام را تشکیل شده از دوبخش «آست» + «آرا» می‌داند. «آست» در ترکی به معنی پایین و فرودست و «آرا» یا «آرالیک» به معنی سرزمین یا دشت هموار است. مطابق این نظریه آستارا واژه‌ای ترکی به معنی دشت هموار و کم ارتفاع است و به دشت هموار و کم ارتفاعی بر می‌گردد که شهر آستارا در آن قرار دارد.

قدیمی ترین جایی که از آستارا ذکر شده، در حدودالعالم است که در پایان قرن چهارم هجری نوشته شده. در قرن هشتم هجری آستارا مقر شهرداری گیلان شد.

این شهرستان شامل جلگه و کوهستان است. هوای جلگه در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملایم و هوای کوهستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است.

آستارا به موجب عهدنامه گلستان که در ۱۲۲۸ هجری قمری مصادف با ۱۸۱۱ میلادی میان دولت ایران و روسیه منعقد شد به دو قسمت تقسیم گردید. قسمتی از این شهر که در شمال رودخانه آستارا است، به دولت روسیه واگذار گردیدو رودخانه آستارا مرز میان دو کشور شناخته شد

از نظر اقتصادی می‌توان گفت آستارا به هیچکدام از شهرستان‌های هم تراز خود شباهتی ندارد. وجود نقطه صفر مرزی با روسیه شوروی در گذشته و جمهوری آذربایجان در حال حاضر و همچنین دارابودن مرز آبی و خاکی با این کشور از جمله دلایل این ناهمگونی است. آستارا به سبب واقع شدن در گلوگاه حیاتی دریای خزر و همچنین نزدیکی به مرکز کشور (نسبت به دیگر نقاط مرزی کشور) با فاصله ۵۳۰ کیلومتر از تهران و ۱۹۰ کیلومتر از مرکز استان گیلان از ویژگی‌های طبیعی منحصر به فردی سود می‌برد. که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

قرار داشتن در نقطة مرزی ایران با جمهوری آذربایجان
همسایگی با ۴ کشور تازه استقلال یافته شوروی سابق
تنها راه ترانزیتی زمینی خلیج فارس با کشورهای آسیای میانه
اتصال آستارا (ایران) به آستارا (آذربایجان) از طریق راه آهن در آینده نزدیک

وبه همه اینها باید اضافه کرد که مرز آستارا، تقریباً تنها مرز امن و دست نخورده و بدون تنش ایران در حداقل ۸۰ سال گذشته‌است که خود تأثیر بسزایی درامنیت اقتصادی و سیاسی این شهر دارد.

بعد از آزاد شدن عبور و مرور مرزی بازاری تأسیس شد که در ابتدا تنها به عرضهٔ کالاهای مبادله‌ای مرزنشینان اختصاص داشت، اما امروزه یکی از فعالترین و پر رونق ترین و معروف ترین بازارهای مرزی در نوع خود است به طوری که تقریباً در ایام تعطیل از سراسر کشور می‌توان مسافران و خریدارانی را در این شهر مشاهده کرد که البته به همراه خود مبادلة فرهنگی را نیز به همراه دارد. از دیگر آثار وجود این بازار، سطح اشتغال زایی بالای آنست در حال حاضر جمعیت زیادی از شهرها و استان‌های مجاور، بصورت مهاجرانی دائمی در این بخش مشغول فعالیت می‌باشند که به اظهار عموم سطح درآمد مناسبی نیز از این محل دارند

منجیل

مَنجیل از شهرهای شهرستان رودبار در استان گیلان در کشور ایران است. منجیل مرکز تجاری شهرستان رودبار استان گیلان شناخته می‌شود. سد سفیدرود در نزدیکی این شهر ساخته شده‌است.

نام شهر منجیل پیش از ظهور اسلام مانگیل بوده‌است..اما من، مان و ما پسوندهاوپیشوندهای مکانی هستند .درزبان پهلوی مانیشن(manishn)یعنی خانه،مسکن و من(man)یعنی خانه ومانیشنیه(manishnih)یعنی زندگی. منجیل یامنگیل یعنی محل سکونت گیل ها برداشته شده است.

جمعیت این شهر ۱۴٫۶۷۹ نفر است (آمار ۱۳۸۳خ)∗. ساکنان قدیمی شهر اغلب، ترک‌زبان هستند. اما به جهت مهاجرپذیر بودن این شهر در سال‌های اخیر (به‌ویژه در پی از زمین‌لرزه سال ۶۹) مهاجران زیادی از شهرها و روستاهای اطراف در این شهر ساکن شده‌اند. در نتیجه لهجه‌های گیلکی و کردی نیز در این شهر رایج شده‌اند.منجیل در منطقه‌ای کوهستانی در کرانه شرقی سفیدرود قرار دارد. این منطقه‌ای به شدت بادخیز است. در سال‌های اخیر چندین نیروگاه بادی برای تولید برق از بادهای منطقه در منجیل نصب شده‌است.

منجیل شهر انرژی گیلان شمرده می‌شود. باد منجیل یکی از عوامل معروفیت این شهر می‌باشد که اغلب در بهار و تابستان با شدت بیشتری و در پاییز و زمستان با شدت کمتری می‌وزد. این باد از قدیم معروف به هفت باد منجیل بوده و شدت ان بقدریست که درختان زیتون را اغلب به یک سمت خم می‌کند.

منجیل پیوسته در طول تاریخ ایران پاسگاه یکی از مهمترین “دروازه” های درون مرزی کشور ایران یعنی تنگه سفیدرود، از دیدگاه راهبردی برای لشکرکشی، حرکت پیاده نظام و سواره نظام، و جهت جلوگیری از حرکت بیگانگان به طرف داخل یا شمال ایران بسیار پر ارزش بوده. چه اسکندر چه عربها، چنگیز و یا روس ها، همه میبایستی از این راه خود را به جنوب یا شمال ایران میرساندند که با مقاومت شدید ایرانیان در این منطقه تلفات بسیاری داده و حرکتشان ماه ها یا سالها به عقب افتاده یا که بکلی غیر ممکن شده. در کتاب های تاریخ «عالم آرای عباسی» و «عالم آرای نادری» به روشنی آورده شده که شاه عباس صفوی و نادرشاه افشار به دفعات دستچینی از اقوام دلاور و جنگجوی خراسان، بخصوص قوچانی ها و کرد های غرب ایران را با بهترین افزار جنگی آن زمان مجهز نموده جهت تقویت قوای نظامی و حفاظت تنگه سفیدرود به منجیل کوچانده اند. امروزه میتوان دهکده های کرد نشین را در منطقه لوشان، کلشتر، دشتویل و غیره یافت.

پس از فتوحات مسلمانان در سراسر ایران (با اینکه تا اقصی نقاط خراسان تحت نفوذ اعراب مسلمان در آمد) باز هم طبرستان و دیلمان از حملات آنان محفوظ ماند. خاندانهای قدیم آن ولایت، مانند اسپهبدان و قارنیان و خانواده جستان (حدود رودبار و منجیل) همچنان به آداب و رسوم خود زندگی می‌کردند

رودبار

در قرن ۴ و ۵ هجری دولت آل بویه اقدام به ساخت مهاجرنشینانی زد که به آن‌ها رودبار می گفتند. در این قلعه‌های نظامی مهاجران شیعه مذهب گیل و دیلم در سراسر ایران و عراق اسکان داده می شدند. بعدها بسیاری از این مراکز به قلعه‌های اسماعیلیه تبدیل شدند. چنان چه الموت و سلسکوه در اصل یک رودبار بودن

۱۴ نظر در “سرعین اردبیل آستارا : گشتی در میهن با دوستانی به گرمی‌ آفتاب ( تیر ۹۱ )”

  1. الی نوشته است:

    با تشکر فراوان از شما به خاطر گرداوری این مجوعه مطالب و عکس های زیبا که مرور آن خنده را بر لب همه دوستان مینشاند و اما در مورد این سفر و هر سفری می توان گفت:

    لحظه ها رفتنی است و خاطره ماندنی
    تمام ادبیات عشق را به یک نگاه می فروختم اگر
    لحظه ماندنی بودو خاطره رفتنی

    درود

    ممنون از تو دوست گرامی‌، دل تنگی مرا باور کنید و تشکر صمیمانه مرا برای خلق چنین لحظات ماندگاری، پاینده باشید همهٔ شما دریا دلان

    سهراب

  2. P.M نوشته است:

    سلام
    تمام مطالب و عکسها رو دیدم .خیلی زیبا می نویسید . تمام این مکانهائی که گفتید رو از نزدیک دیدم ولی توصیف شما روح تازه ای بهشون میده و ادم رو قلقلک میده تا دوباره و دوباره بره و ببینه .من از عکس (یک خانهٔ روستایی با سقف سفال در آستارا) خیلی لذت بردم وشاید بدون اغراق چند دقیقه ای هم روش تامل کردم تا کاملا حسش کنم . از سادگی و زیبایی اش لذت بردم . مرسی حس خوبی دارم .

    درود

    ممنون از تو دوست عزیز، مطلب بسیار نارساست و خود به این حقیقت اذعان دارم امید بهتر شدن در آینده به لطف دیدگاه شما بزرگواران،

    از اینکه همچنان با خانواده خودتون همسفرید ، بسیار خوشنودم

    شاد و سربلند باشید

    سهراب

  3. Abdollahi نوشته است:

    سلام و روز خوش

    آخی نازی! یادش بخیر!
    تمام جاهایی که دو سال پیش رفته بودیم توی عکس ها بود! عمو سهراب تو سفر اصلاً یاد ما و گروه شادمون افتادی؟
    ممنون از یادآوری خاطره های خوب!
    همیشه شاد باشید!

    درود

    باور کنید در هر سفر ( هر چقدر هم مسیر تکراری) باز هم یاد و خاطره همسفران پیشین برای زنده میشود! علت آنکه هر سفر حس و حال خاص خود را دارد و هیچ کدام مثل هم نیست ( بزرگترین علت این تفاوت هم شما همسفران گرامی ام هستید)

    یاد و خاطره لحظه هأیی که با هم خلق کرده ایم همیشه در یادم باقی‌ خواهد ماند

    پاینده باشید

    سهراب

  4. sima nemati نوشته است:

    سلامی چو بوی خوش آشنایی

    همه نوشته ها خوب ، عکسها خوب ، آدمها خوب ، از همه خوبتر دوست عزیزم سهراب خان ، همیشه سلامت و خوش باشی و موفق تر از دیروز …آمین
    بهترین عکس از نظر من عکس خانمی که کنار تنور است ، هستش . حس و حال جالبی داره . نان برکت هر خانه ای است و زن نیز چنین است ! برکت هر خانه مادر ست …عشق برای همه ی مادران مهربان .

    سیما

    درود

    تشکر از اینکه همچنان به این کلبه و خانواده خودت مهر می‌ورزی

    بعضی‌ عکس‌ها در همون لحظه عکس گرفتن زیبا بنظر میرسه و برخی‌ با گذر زمان بیشتر به چشم میاد

    به هر حال زیبایی‌ چشم نواز و روح رو صیقل میده

    امید اینکه چشمان زیبای همهٔ این اهل کلبه ما رو با زیبایی‌‌های بیشتری آشنا کنه

    سهراب

  5. مینا نوشته است:

    سلامی به گرمای روزهای داغ تابستون
    سفر بخیر
    سهراب جان وقتی نوشتی این سفر رابه مادران تقدیم می کنی واقعا به احساست افرین گفتم
    درست یاد مادر خودم افتادم .درود به همه مادران نازنین (ممنون)
    مطالب بسیار اموزنده و مفید بود کار بسیار خوبی کردید که ضمن گذاشتن عکس ها مطالبی را هم رادر مورد بخشهای مختلف این شهرهای زیبا نوشتید. احساس کردم یکبار دیگه در کلاس درس شیرین تاریخ هستم بسیار استادانه به ذکر جاهای تاریخی - اثار باستانی-مناظر-سوغاتی هاوسایر بخشهای دیگر پرداختید از انسانی با تجربه و بسیار سفر کرده ای چون شما دور از انتظار نبود.
    مطالب و عکس های شما در این سفر و سایر سفرهای دیگه بسیار به من وسایر دوستان کمک کرده به طوری که اگه خواستیم به جایی سفر کنیم به سراغ سایت شما وسایر دوستان همکارتان سری میزنیم که اگر شما قبلا به انجای مورد نظر سفر کرده باشیداز اطلاعات شما استفاده کنیم .در مورد انتخاب عکس با اجازه شما من دو عکس را انتخاب می کنم یکی عکس مادر ایرانی در حال طبخ نان که بسیار تاثیر گذار بود و عکس بعدی بقعه شیخ صفی اردبیل(چینی خانه).
    همیشه شادو موفق باشی.

    درود

    ممنون از توجهت مینا جان ،حقیقتا مطالب بسیار ناچیز هستند ، همیشه اعتقاد دارم تنها با نظرات شما عزیزان و نوشتن سفرتامه ها پر بار تر می‌شه،

    ممنون از اظهار نظرت راجع به عکس ها

    امیدوارم فرصت بشه با شما عزیزان همسفر بشیم

    پاینده باشید و این کلبه را ازیاد نبرید

    سهراب

  6. شهاب آزاد نوشته است:

    بهترین سلامها و پاکترین درودها خدمت استاد خودم
    مثل همیشه شاد وخوش وخندان
    مطالب زیبا ، عکسهای زیبا ، جاهای دیدنی ، روح پاک .
    امید است خدا یاری کند وسعادتی باشد که درسفرهای آتی در خدمت باشیم واز تجربیات شما استفاده کرده وجای جای دیدنی میهن عزیزمون رو باتفاق شما بازدید کنیم.
    چشم دل بازکن که جان بینی
    آنچه نادیدنیست آن بینی
    گر به اقلیم عشق روی آری
    همه آفاق گلستان بینی
    به امید دیدار

    درود

    خدمت استاد عزیز جناب آزاد و خانواده گرامی عرض ادب دارم

    باور کنید هر بار تماسی می‌گیرید یا دیدگاهتون رو روی سایت منعکس می‌کنید بیش از پیش دلتنگتان میشوم

    خاطره سفر اروپا با شما عزیزان بسیار زیبا بود ( شرمنده که هنوز فرصت بازتاب قسمتهای باقی‌ را پیدا نکرده‌ام)

    امید هم سفر شدن با شما و خانواده عزیزت رو در آیندهٔ‌ نزدیک دارم

    خوش حالم که این دوستیها با گذشت زمان تنها پر بار تر و عمیق تر می‌شه

    به امید سفری دیگر در اینده نزدیک

    کوچک برادر شما

    سهراب

    شهاب آزاد

  7. D.NB نوشته است:

    آخه قربونتون برم فدادون بشم…این سایت جون به جونش کنند همینه …اینو فقط به خاطر سفرنامه سرعین نمیگوییم .طی تحقیقات به عمل آمده از کل سایت زیر نظر مراکز دانشگاهی و انستیتوهای مختلف جهانی عرض میکنیم …….میفرمایند بجای تحسین دائمی انتقاد کنید بهتر است !….نقد فرمودیم …گفتیم لااقل عکسها را شماره بزنید و توضیح دهید …دو بار میزنند ..دفه بعد ….شماره کیلویی چند؟ ..توضیح کدومه ؟ ..! !لطف فرموده پاره ای اوقات زیر عکسی مینویسند …..ای جان .! .یاد کدوم کارتن افتادید؟؟!! ..آخه فدادون . اگه یک مصیبت کشی به عمرش اصن کارتن شیر شاه و خانواده دکتر ارنست و بقیه قضایا را ندیده باشد ….این دربدر از کجا بفهمد وقتی به کشور درندشت استرالیا رفت چطوری به پارک جنگلی و این حرفا دسترسی پیدا کند!؟………..دفه بعد هنر میفرمایند جملات استاد محنت کش سپهری را تکه تکه نموده زیر عکسها مرقوم میفرمایند همه میگویند ..به به ..! چه شاعرانه ! ..چه زیبا ..! یک بینوای دلسوزی پیدا میشود می گوید جناب لطفا اگر سفرنامه مینویسید کمی کاربردیش کنید ..اقلا کمی قابل استفاده توریستهای وارونه بخت …………میفرمایند نخیر ..همین خوب است .صبر کنید دفه بعد بهترش را مینویسیم …!.! .دفه دیگر قدومشان را به بالن میگذارند ! میفرمایند “هی رفتیم بالا “……….بعد ی را مینویسند “مرسی کاپیتان ” …!!!!! ..ینی” اند توضیحات علمی کاربردی “………البته لازم به ذکر می باشد بعضی تا همان قسمتی به ندرت از توریستها و دوستداران کویش (منظور کوی سایت )ذاتا عاشق چشم و ابروی مشکی سایت میباشند این بنده خداها کلا بی تقصیر میباشند …از ازل …ینی از لحظه تولد فطرتا به طور اسف باری عاشق چشم و ابروی سا یتها میشوند …مثلا حتی اگر روزی قصه گو در سفر نامه ای فقط بفرمایند”جونم واستون بگه .اردبیل “. ویک عکس از تابلوی ورودی شهر اردبیل بگذارد …..نظر میدهند به به چه زیبا چه توصیف عمیقی ! چه عکس خوش حالی ! ..والبته عموما حضور اینها دائمی نمیباشد …یک روز دم این سایت یک روز اون لینک …..کلا طبق تحقیقات دانشمندان بطور ژنتیکی وبگرد حر فه ای هستند ………این دفه هم که ما رو برده اند سر کلاس تاریخ جغرافی ! هرچه می خوانی انتها ندارد ..! .من که به طرز فجیعی حس اضطراب شب امتحان را پیدا کرده بودم ! ..و دیگه آخر شبی شاه سلطان و اسماعیل وصفی و….همه و همه. . در گردنه حیران و ویلان رژه میرفتند .بعد دیگه از نفس افتادند ..همان جا یه گوشه نشستند بلالی خوردند لذت بخش……..این همه تاریخ را سرهم فرموده آفا جان یه کلمه میگفتی غذای خوب رستوران باانصاف با سلیقه کجا میشه پیدا کرد ؟؟؟!! …..بیا حالا این زحمتکش آمده سفرنامه آموزنده بنویسه ….باز یکی پیدا میشه که ……………..بله قبول دارم .کلا ما ملت اهل تجسس و تفحصی هستیم..در همه امور !……….در ضمن شرمنده ما هرچه پژوهش فرمودیم “داستان دست ” یافت می نشد .. ….بهتر دیدیم به علت کمبود وقت بقیه امور را به دوستان عزیز و قدیمی جناب مستطاب شرلوک السلطنه و شاهزاده مارپل خاتون محول فرماییم. شاید گشایشی حاصل شود ………یاد چندی پیش که دبستانی بودیم و معلم نکته ای پای تابلو می نوشت و همه می گفتند آقا اشتباه نوشتید وجناب معلم با ااخم واقتدار فرمایش می کردند مخصوصا نوشتیم ببینیم کی حواسش جمعه ……! ..و باز هم به خا طرمان آمد هزاران سال پیش در سفری که به کهکشان های دور داشتیم وقتی به یک مجسمه مدرن عجیب در میدان مرکزی یک سیاره رسیدیم همین قصه گوی خودمان که آنموقع طفلی بیش نبود ! .فرمود خوب دوستان در فضاپیما (منظور همان اتوبوس خودمان) راجع به منظور و هدف این مجسمه ساز از ساخت این اثر چه گفتم ؟؟ و ملت توریست (البته آنموقع همه نوزادی بیش نبودند ) همینطور چین به ابروها و فشار به ذهن و ناامیدی از آی کیو و !!…….. سکوت و …!.. بغض ……!! بعد لیدر محترم با افتخار فرمودند “هیچ ..!! مجسمه ساز هیچ متظوری نداشته ! ..این فقط یک اثر هنریه مدرنه ……….خواستم ببینم کی حواسش جمعه …….! ..و بعد لبحند معروفشان را زدند و نگه عاقل اندر ………….و ملت را با بهت واندوه عظیمشان بجا گذاشتند وآهسته آهسته همی دور گشتند …..!!!! خوب دور نشیم از اصل قضیه …خلاصه اش اینکه این سایت عین دریاست! نه ..عین اقیانوس و نه اینکه فکر کنید از نو ع آرام..و بی تلاطم ..نخیر موج دارد (در حد بوندس لیگا )در حد ۵۰۰ ..۶۰۰//متر به بالا ..! واگر بخواهی همراهش باشی باید فوق تخصص پروفشنال موج سواری داشته باشی…اگرنه ….ما بقی را توضیح نمیدهم چون تراژدیک میشود و غمگنانه ..ولی نه یه کمی را میگوییم ..اگر نه یا بیخیالش میشوی ….یا زلف آشفته و صراحی دردست و …..سر به کوه و بیابان می گذاری..فقط آنها که خاک این سایت را خورده اند میفهمند چی میگم ….قربان صبر ایوب و جگر زلیخا و…………و ……و ممنون از همه دوستان صبور و صمیمی …..خوب مطلع گشتیم برای سفرنامه زیبا و عکس جالب جایزه هم گذاشته اند امید آنها که قلم توانا .نگاه زیبا . مشغله کم و ذوق زیاد دارند شرکت کنند و همه با هم برنده شوند ….لذتی که در ایرانگردی دررکاب قصه گو آنهم از نوع freeهست در هیج جای دگر نجوییید …………….یک کلام مانده به آخر به قول خودتان برقرار باشید و پاینده (در حد اینترمیلان و بارسا ) ………………….و کلام آخر …………بر لب شبنم بایستیم ..در برگ فرود آییم …از روزن ها آن سوها را بنگریم …در به نوازش خطر بگشاییم …..چون جویبار ……آیینه ی روان باشیم…به درخت درخت را پاسخ دهیم …برویم وبرویم ..و بی کرانگی را زمزمه کنیم .

    درود

    همسفر عزیز

    ممنون از اینکه سایت خودتون رو به نقد می‌کشید و نکته ها را در لابلای نوشته‌ها گوشزد می‌کنید

    اما…

    در مورد شماره عکس‌ها و توضیحات بیشتر ( احتمالا هنوز سایت به سن تکلیف نرسیده ، انصافا هم هنوز یکسالش نشده و اینگونه اشتباهات چاپی ! دور از انتظار نیست!! )

    در خصوص توضیحات راه و مسیر حق با شماست میبایست عمیقتر کاوش شود …

    هر عزیزی ولو یکبار هم که شده زحمت انعکاس دیدگاه را در این سایت به خود بدهد حق آب و گل در این کلبه دارد چه رسد به شما به اندیشان که اینچنین با صبر و حوصلهٔ‌ غلط‌های املائی و تکراری سایت را تحمل میفرمایید …(ادعایی نداریم سوخته سوادیست و اندک تجربه ای…‌ این هست که میگویند : گاو نر می‌خواهد و مرد کهن…)

    در مورد اطلاعات درج شده در سایت واقعیت اینکه …غرض درج اندکی‌ اطلاعات راجع به مکانهایی بازدید شده است وگرنه هدف اصلی انعکاس دوستیهاست…

    اما نکته روز

    همچنان از به نقد کشیدنهای شما دوستان خرسندم …اگر کمی‌ تا حدودی نقص‌ها بر طرف شود جای شکرش باقی.. وگر نه از این حقیر سرا پا تقصیر بیش از این انتظار نمیرود…

    جمله آخر اینکه…

    این همه از شما نیک اندیشان تقاضا می‌کنم در خصوص سفرمان مطلب را منعکس و حتا در صورت امکان سفر نامه اش را بنویسید…انصافا …چند نفر از شما بزرگواران این زحمت را به خود داده اید‌!؟

    باز هم عرض می‌کنم انتظاری ندارم و تنها خواهش کرده‌ام در صورت امکان حد عقل دیدگاهتان را منعکس کنید…

    به امید بهتر شدنمان

    تا که قبول افتاد و که در نظر آید

    سهراب

  8. f نوشته است:

    به نام زیبای زیباترین

    با عرض سلام وادب

    من خدا را دارم کوله بارم به دوش سفری می باید سفری تا ته تنهایی محض هر کجا لرزیدی از

    سفر ترسیدی فقط اهسته بگو :من خدا را دارم.

    مطالب وعکسها خیلی جالب بودند مخصوصا سفر به استان اردبیل که با دیدن تصاویرش مرا به یاد

    خاطراتی انداخت که قبلا به انجا رفته بودم .

    از بین تصاویر به نظر من یکی حانه روستایی در استارا و دیگری دریاجه ی دهانه سبلان بود که

    نشانی از عظمت خالق یکتا بوذ.در ضمن چرا عکسها و مطالبی از تورهای ۸۹ مثل نمک ابرود در

    ارشیوتان ندارید

    سرافراز و موفق باشید

    درود

    ممنون از تو دوست عزیز که دیدگاهت رو راجع به عکس‌ها و مطالب منتقل میکنی‌…

    در خصوص عکس‌ها و مطالب این سفر و دیگر سفر ها…تنها خواهشم از شما بزرگواران صبوریست…خوشبختانه عکس‌ها بسیار است و مطالب بیش از این و تنها محتاج زمان هستیم تا کمی‌ از انتظارت همهٔ این اهل کلبه بر آورده شود

    به امید اینکه فرصت انعکاس تمام عکس‌ها و مطالب مربوط به سفر‌ها در آینده نزدیک پیش بیاید

    سهراب

  9. sima nemati نوشته است:

    سلام
    از نوشته ی دوستمون که نقد کرده بودند بسیار لذت بردم . میدونید چرا ؟ چون انشای جالبی بکار برده اند ! و طنز نوشته ی خوبی دارند . کمی حال و هوای روحبخش به این سایت دادند از یکنواختی در آمد .فقط کاشکی اسم خودشون رو کامل به فارسی بنویسند . اینطوری پنهان کردن خویش است . مثلا من خودم بطور کامل مطالب را میخونم و مطمئن هستم خانم عبداللهی همان نیوشا هستند که سفرنامه ی سرعین را نوشتند و خیلی هم جالب بود . پس چرا اسم مستعار و چرا اول و آخر اسم اون هم به انگلیسی .؟؟؟ کسی که نقد میکنه برای این مطلب من هم پاسخی باید داشته باشه . متشکر از نوشته ی خوبشون که خیلی به نظر این حقیر ماهرانه و طنزآمیز بود .یک مطلب دیگری که باید بگم من سفرهای داخلی و خارجی داشته ام تنها لیدری که همسفرها را دنبال می کند و حس نزدیکی به آنها دارد آقای سهراب خوش طینت هستند و این مهربانی و خونگرمی ایشان را می رساند . بهرحال نمیدونم درست فکر کردم یا نه ! شما بگویید…

    در ضمن پل هفت چشمه جز عکسهای انتخابی من در این سفرنامه است . عکس قشنگیست از نظر موضوعی عکس خانم روستایی و تنور و نانهای خوشمزه و با رنگ و روی خوشگلش و از نظر عکس زیبا پل هفت چشمه .

    با امید بهتر و پربارتر شدن سایت
    سیمانعمتی

    درود

    ممنون از توجهت به دیدگاه‌ها سیما جان

    باور دارم تنها راه بهتر شدن سایتمان نقد و نظرات شما بزرگواران است که به آن روح میدهد

    تشکر از همراهیت همچنان

    کلبه دل گرم به وجود شما نیک‌ اندیشان است

    بر قرار باشید

    سهراب

  10. Abdollahi نوشته است:

    با سلام به همه دوستان این سایت دلنشین!

    سیما جون درست حدس زدی! من اون سفرنامه رو نوشتم! ولی به دلیل اینکه گاهاً انتقادهای شخصیتی در خاطراتم بود و به جهت اینکه برخی از همسفران شاید به دلایلی دوست نداشتند اسمشان در خاطراتم باشد، ترجیح دادم کل اسامی را مستعار بنویسم، لذا از تو دوست مهربون و همیشگی سایت عذرخواهی می کنم اگر نامم را کامل معرفی نکردم، ضمن اینکه می دونم اسم من رو از کجا حدس زدی ! ولی همین که اینقدر با توجه مطالب رو می خونی خیلی خیلی برام ارزش داره.
    امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشی و همیشه یار این سایت باقی بمونی!

    از عمو سهراب هم تشکر می کنم، به خاطر راه اندازی این سایت.
    همیشه خوش باشید!

    درود

    با سپاس از تو دوست گرامی‌ و همیشگی این کلبه

    ممنون که همچنان به سایت خودت علاقه مند هستی‌ و تشکر از کمک هایی که به سایت خودت میکنی‌

    به امید همسفر شدن مجدد

    پاینده باشی‌

    سهراب

  11. میکاییلی نوشته است:

    سلام
    سهراب جان. دستت درد نکند. اردبیل تشریف آوردی ! ! یک زنگی به ما نزدی!!!!!!
    چایی ما نمک ندارد ….

    درود

    عرض ادب دارم خدمت دکتر میکاییلی عزیزم

    شرمنده از بابت کوتاهی، اما حقیقت اینکه در تورهای آستارا سرعین اردبیل ، معمولا اقامت ما در سرعین هست و تنها یک بازدید یک روزه از اردبیل داریم و اون هم خیلی‌ فشرده ( به هر حال امید دارم این بار خدمت شما خانواده عزیزم برسم و دیدار ها رو بار دیگر تازه کنیم)

    دلتنگ شما عزیزانم هستم و امید سفر هایی پر خاطره تر از گذشته را دارم

    باز هم تشکر از اینکه سری به سایت خودتون زدید

    پیروز و بهروز باشید

    سهراب.

  12. فریور نوشته است:

    باتشکر ازتوضیحات وتصاویر زیبایی که ارایه نمودید خواستم موضویی رو خا طرنشان بشم که جمعیت تالش زبان استارا رو ۵درصداعلام نمودید که صحت نداره که این رقم حد اقل بالای ۳۵درصد می باشد وسا کنان اصلی وبومیان این سرزمین میبا شند.

    درود

    با تشکر از تذکر شما دوست عزیز ( ای‌ کاش میفرمودید از همسفر‌ها هستید و یا اینکه چگونه با سایت آشنا شدید ) امیدوارم نظر شما درست باشد و امید دارم باز هم شاهد حضور شما در این کلبه باشیم واگر قسمت باشد در سفر‌های آینده همسفر باشیم

    شاد و سر بلند باشید

    سهراب

  13. منظر نوشته است:

    همسفر بزرگوار آقای سهراب خوش طینت
    با سلام و احترام ،
    به پاس خدمات ارزشمند جنابعالی در اشاعه فرهنگ زیبای گردشگری و همچنین همراهی و همپایی گردشگران از شما صمیمانه تقدیر و تشکر می نمایم. توفیق روزافزون همراه با سلامتی و سعادتمندی شما را از درگاه پروردگار مسئلت داشته و پایایی و پویایی جنابعالی را آرزومندم ، امید است تلاشهای خالصانه شما در این عرصه مورد پذیرش درگاه خداوند قرار گیرد.

    درود

    با تشکر از انعکاس دیدگاهتان همسفر عزیز

    سفر به لطف خاطراتش در دلها زنده میماند و من همینجا از تمام از عزیزانی که باعث شدند این چند روز با هم بودنمان اینقدر صمیمی‌ و دلنشین بگذرد سپاسگزارم

    به امید خلق خاطراتی شیرین تر و به یاد ماندنی تر با شما خوبان

    شاد و سر بلند باشید

    سهراب

  14. masi نوشته است:

    aghe mishe be shahr coobar ham biayd va az manzarehaye ghashangh in ja ha ax begirid
    . sepas

    درود

    ممنون از تو دوست عزیز که به این کلبه و مطالبش اهمیت دادی و نظرت رو منعکس کردی

    یا کاش در مورد این قسمت از ایران عزیزمون بیشتر توضیح میدادی

    من در فرصتی حتما به گوشه‌ و کنار سرزمین مادری سفر خواهم کرد و عزیزان رو در جریان خواهم

    گذاشت

    امید اینکه فرصت این مهم بزودی پیش بیاد

    شاد باشید و شادی بخش

    سهراب

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word